فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

120

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

ساختمانى زيبا داشت و قسمتى از تزئينات و بخصوص بخشى از طلاكاريهاى آن از دستبرد زمانه محفوظ مانده بود . كف مسجد سنگفرش و به نشانهء احترام زيادى كه براى آن قائل بودند با ظريفترين حصيرهاى محلى مفروش گرديده بود . در وسط رواق كه بسبب وجود پنجره‌هائى در قسمت فوقانى ديوارها كاملا روشن بود ، گورى بسيار مجلل به ارتفاع سه پا از زمين ديده مىشد . روى گور چند كتاب عربى بسيار كهنه با اوراق پريشان و خطى خوانا نهاده بودند . سفير از درويشى كه مقيم مسجد بود پرسيد كه آيا از مطالب آن كتاب آگاه است ، و او پاسخ داد كه يكى از آنها تفسيرى از قرآن است و كتابهاى ديگرى شرح معجزات و زندگانى همين مرد مقدسى است كه ششصد سال پيش در آنجا به خاك سپرده شده است و يادآورى كرد كه مسجد چند قرنى پيش از آن بنا گرديده است . حياط مسجد بزرگ و سنگفرش و استخرى بزرگ در وسط آن بود . در كنار استخر دو سه سرو بزرگ و زيبا قد برافراشته بود كه براى اولين‌بار در آسيا مىديديم . در نزديكى در ورودى حياط سرو ديگرى بود چنان ستبر كه تنهء آن در آغوش دو مرد نمىگنجيد . چون در هيچيك از نقاط ديگر افريقا و آسيا جز اين شهر كه اگرچه كوچك است ولى از شهرهاى معتبر و قديمى فارس محسوب مىگردد ، شهرى به نام كفرا يافت نمىشود ، با تأكيد بسيار مىتوان گفت كه برخى بناكنندگان كفراى اسپانيا از اين شهر برخاسته‌اند . اما كفراى استرامادور سابقا در جاى فعلى نبود بلكه در نيم فرسنگى شهر فعلى بر صخره‌اى از كوهى بزرگ كه آن را قصر « 101 » مىنامند بنا گرديده بود . صخره‌اى كاملا سبز كه سرتاسر آن از درختهاى ازگيل و چوب پنبه و زيتون وحشى كه در اسپانيا آزوك « 102 » مىنامند پوشيده است . بر قلهء اين كوه تودهء عظيمى از سنگهاى متصل به يكديگر ديده مىشود كه همچون ديوارى سراسر اطراف كوه را در برگرفته است . شهر كفرا كه در تواريخ پادشاهان قديم عرب قرطبه

--> ( 101 ) Chateau ( 102 ) azauches